على اكبر قرشى بنابى

16

تفسير احسن الحديث (فارسى)

مترفوها : ترف : نعمت . مترف : ثروتمند . يعنى ثروتمندى كه نعمت او را به طغيان و بىبند و بارى كشيده است منظور پيشوايان ستمگر و ثروتمندان عياش است . شرحها در اين آيات مقدارى از اسراف مشركان و بدعتهايشان نقل و ردّ شده است كه مىگفتند : 1 - خدا فرزند دارد ، فرزند حقيقى . 2 - ملائكه زنان هستند و دختران خدا مىباشند . 3 - ما كه ملائكه را عبادت مىكنيم با اراده و مشيت خداست . 4 - حقيقت آنست كه در عبادت آنها از پدران پيروى كرده‌اند ، دليلى بر كار خويش ندارند ، بلكه به عاطفه چسبيده‌اند . 15 - وَ جَعَلُوا لَهُ مِنْ عِبادِهِ جُزْءاً إِنَّ الْإِنْسانَ لَكَفُورٌ مُبِينٌ منظور از جزء فرزند است و آن حاكى است كه نظرشان فرزند حقيقى و به طور زائيدن بوده غرض از مِنْ عِبادِهِ ملائكه است چنان كه خواهد آمد . ناگفته نماند : اين كار محال است و سبب تركب ذات خداوندى است ، خدا از جميع جهات واحد است ، محال است كه واجب الوجود مادى و مركب باشد ، وانگهى بندهء خدا چطور جزء خدا تواند بود ، فرزند بايد از جنس پدر باشد . منظور از كفران شايد پوشاندن واقعيات و حقائق باشد يعنى : انسان نسبت به واقعيات منحرف كنندهء آشكارى است . 16 - أَمِ اتَّخَذَ مِمَّا يَخْلُقُ بَناتٍ وَ أَصْفاكُمْ بِالْبَنِينَ ؟ اين آيه و دو آيه بعدى در رابطه با آنست كه : چيزى را كه بر خود نمىپسندند به خدا نسبت مىدهند ، اگر آنها اهل عقل بودند لا اقل مىگفتند : ملائكه